معنی ۱formal · 90%
ناگهانی و شدید، بدون مقدمه یا هشدار محسوس
مثالهای طبیعی
Der Markt erlebte einen jähen Einbruch der Nachfrage.
بازار با افت ناگهانی تقاضا روبهرو شد.
Seine Karriere fand ein jähes Ende.
حرفهٔ او پایانی ناگهانی داشت.
Nach dem warmen Vormittag kam ein jäher Temperatursturz.
پس از صبح گرم، دما ناگهان بهشدت افت کرد.
نکتهٔ کاربردی
jäh از plötzlich ادبیتر و تأکیدیتر است و اغلب پیش از اسمهایی مثل Ende یا Einbruch میآید.
