کسی که معمولاً با صاحبان قدرت یا مدیران موافقت میکند و بهندرت نظر انتقادی مستقل خود را بیان میکند
مثالهای طبیعی
Ein Vorstand nur aus Ja-Sagern bekommt selten ehrliches Feedback.
هیئتمدیرهای که فقط از بلهقربانگوها تشکیل شده باشد، بهندرت بازخورد صادقانه میگیرد.
Sie wollte nicht als Ja-Sagerin gelten und widersprach offen.
او نمیخواست بلهقربانگو تلقی شود و آشکارا مخالفت کرد.
Der Kommentator warf dem Umfeld des Ministers vor, aus Ja-Sagern zu bestehen.
مفسر اطرافیان وزیر را متهم کرد که فقط بلهقربانگو هستند.
نکتهٔ کاربردی
Ja-Sager تحقیرآمیز است و همرنگی و وابستگی به قدرت را نقد میکند، نه صرفاً ادب یا موافقت گهگاهی.
