معنی ۱neutral · 88%
هر سال رخدهنده یا مربوط به یک دورهٔ یکساله
مثالهای طبیعی
Das Stadtfest findet jährlich im September statt.
جشن شهر هر سال در سپتامبر برگزار میشود.
Die jährliche Versicherungsgebühr beträgt 240 Euro.
هزینهٔ سالانهٔ بیمه ۲۴۰ یورو است.
Das Unternehmen veröffentlicht jährlich einen Bericht.
شرکت هر سال یک گزارش منتشر میکند.
نکتهٔ کاربردی
این صفت یا قید چیزی را توصیف میکند که هر سال رخ میدهد یا برای یک دورهٔ یکساله محاسبه میشود و معمولاً مقایسه نمیشود.

