Jagen
B2اسمنخجیر، نخجیر کردن، صید کردن
JadoLearn Dictionary
Jagen یعنی نخجیر. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نخجیر، نخجیر کردن، صید کردن
پیگرد کردن، دنبال کردن، تعقیب کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سگ نر، کلب، سگ
نخجیر، نخجیر کردن، صید کردن
جاروب کردن، جارو کشیدن، روبیدن
شن پاشیدن، ماسه، شن
اهن وتلپ کردن
گرداندن، جاری شدن، ادارهکردن
لباس پوشاندن، طرز رفتار، لباس پوشانیدن
سک زدن، خلیدن، خلیدگی
سرعت، شتاب، شتابزدگی
معادل، هم ارز، نظیر
معادل، هم ارز، نظیر
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.