معنی ۱neutral · 88%
سالها طولکشیده یا برای سالها
مثالهای طبیعی
Sie hat jahrelang dort gearbeitet.
او سالها آنجا کار کرده است.
Die Forschung dauerte jahrelang.
پژوهش سالها طول کشید.
Sie waren jahrelang gute Freunde.
آنها سالها دوستان خوبی بودند.
نکتهٔ کاربردی
jahrelang اغلب قیدی بهکار میرود و مدت چندینساله را بیان میکند.

