jemandem auf der Seele liegen
B1فعلهمال، همبردار، مساوی
JadoLearn Dictionary
jemandem auf der Seele liegen یعنی همال. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
همال، همبردار، مساوی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ریزی، ریزگی، بوی
دعوا، مصاف دادن، نبرد کردن
دلسرد شدن، افسردن، محزون ومغموم
برقت آوردن، مس کردن، دست زدن
کوشش، سعی کردن، تلاش کردن
همال، همبردار، مساوی
همال، همبردار، مساوی
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
اسیر کردن، به تصرف درآوردن، تسخیر
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.