به حریم فیزیکی کسی چسبیدن یا بهشکلی مزاحم و مداوم او را تحت فشار قرار دادن
مثالهای طبیعی
Der Mann hinter mir rückte mir ständig auf die Pelle.
مرد پشت سرم مدام به من میچسبید.
Seit der Bekanntgabe rücken ihm Fotografen auf die Pelle.
از زمان اعلام خبر، عکاسان مدام مزاحمش میشوند و به او میچسبند.
Rück mir nicht auf die Pelle, ich möchte kurz allein sein.
اینقدر به من نچسب؛ میخواهم کمی تنها باشم.
نکتهٔ کاربردی
این اصطلاح از نظر معنا بسیار نزدیک به auf den Pelz rücken و معمولاً محاورهایتر است. هر دو هم معنای فیزیکی و هم معنای فشار استعاری دارند.
