کسی دچار ترس یا نگرانی عمیق بودن، معمولاً دربارهٔ شخص، نتیجه یا خطری مشخص
مثالهای طبیعی
Mir war bange, ob wir vor Einbruch der Dunkelheit zurückkehren würden.
نگران بودم که آیا پیش از تاریکشدن برمیگردیم یا نه.
Der Mutter war bange um ihren Sohn, der allein unterwegs war.
مادر برای پسرش که تنها در راه بود، سخت نگران بود.
Vielen war bange vor den wirtschaftlichen Folgen der Krise.
بسیاری از پیامدهای اقتصادی بحران بیم داشتند.
نکتهٔ کاربردی
این ساخت غیرشخصی با Dativ است: Mir ist bange. در مقایسه با Ich habe Angst یا Ich mache mir Sorgen رسمیتر یا قدیمیتر است.
