معنی ۱formal · 90%
یک شخص یا گزینه را بر دیگری ترجیح دادن و آن را انتخاب مناسبتر دانستن
مثالهای طبیعی
Wir geben dem zuverlässigeren Anbieter den Vorzug.
ما تأمینکنندهٔ قابلاعتمادتر را ترجیح میدهیم.
Viele Reisende geben dem Zug gegenüber dem Auto den Vorzug.
بسیاری از مسافران قطار را به خودرو ترجیح میدهند.
Die Jury gab dem sachlicheren Entwurf den Vorzug.
هیئت داوران طرح متینتر را ترجیح داد.
نکتهٔ کاربردی
شخص یا چیز ترجیحدادهشده با Dativ میآید و گزینهٔ رقیب میتواند با gegenüber بیان شود.
