آزادی عمل، جاهطلبی یا نفوذ کسی را محدود کردن تا دیگر مانند قبل نتواند آزادانه پیش برود
مثالهای طبیعی
Nach dem Skandal stutzte der Vorstand dem Manager deutlich die Flügel.
پس از رسوایی، هیئتمدیره آزادی عمل مدیر را بهشدت محدود کرد.
Die Reform sollte mächtigen Lobbygruppen die Flügel stutzen.
قرار بود اصلاحات نفوذ گروههای لابی قدرتمند را محدود کند.
Wer Jugendlichen jede Entscheidung abnimmt, stutzt ihnen früh die Flügel.
کسی که همهٔ تصمیمها را از نوجوانان میگیرد، زود پر و بالشان را میچیند.
نکتهٔ کاربردی
این عبارت مجازی است و معمولاً به محدودکردن آزادی عمل، نفوذ یا جاهطلبی اشاره دارد، نه آسیب جسمی.
