معنی ۱neutral · 90%
کسی را مسئول یک خطا، شکست یا رویداد زیانبار دانستن یا معرفی کردن
مثالهای طبیعی
Der Bericht weist keinem einzelnen Mitarbeiter die Schuld zu.
گزارش هیچ کارمند مشخصی را مقصر نمیداند.
Die Opposition wies der Regierung die Schuld an der Verzögerung zu.
اپوزیسیون دولت را مقصر این تأخیر دانست.
Wir sollten ihr die Schuld nicht ohne Beweise zuweisen.
نباید بدون مدرک او را مقصر بدانیم.
نکتهٔ کاربردی
zuzuweisen فعل جداشدنی است: «Der Bericht weist ihm die Schuld zu.» در مصدر و اسم مفعول اجزا به هم متصلاند.
