معنی ۱informal · 90%
یک اشتباه یا واقعیت ناخوشایند را با لحن سرزنشآمیز مرتب به رخ کسی کشیدن
مثالهای طبیعی
Sie schmiert ihm seinen alten Fehler noch immer aufs Brot.
هنوز اشتباه قدیمیاش را مرتب به رخش میکشد.
Du musst mir die verpasste Frist nicht ständig aufs Brot schmieren.
لازم نیست مدام مهلت از دسترفته را به رخم بکشی.
Er schmiert ihr jede Gefälligkeit später aufs Brot.
بعداً هر لطفی را به رخ او میکشد.
نکتهٔ کاربردی
این عبارت محاورهای و مجازی است و از صرفاً «ذکر کردن» بسیار سرزنشآمیزتر است.
