معنی ۱neutral · 90%
نتوانستن به کسی یا چیزی آسیب جدی رساند یا بر آن اثر منفی گذاشت
مثالهای طبیعی
Ohne Beweise kann die Behörde ihm nichts anhaben.
بدون مدرک، نهاد نمیتواند آسیبی به او برساند.
Die Kälte kann diesen Pflanzen kaum etwas anhaben.
سرما تقریباً نمیتواند به این گیاهان آسیب بزند.
Die scharfen Kommentare konnten ihr letztlich nichts anhaben.
در نهایت نظرهای تند نتوانستند واقعاً به او لطمه بزنند.
نکتهٔ کاربردی
فرد یا چیز متأثر Dativ است. با können در Perfekt از مصدر دوگانه استفاده میشود: hat ihm nichts anhaben können.
