jemandem seine Grenzen aufzeigen
C2فعلمعاف کردن، معزول کردن، بیرونکردن
JadoLearn Dictionary
jemandem seine Grenzen aufzeigen یعنی معاف کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
معاف کردن، معزول کردن، بیرونکردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پند دادن، مواخذه کردن، مودب کردن
مرتفع ساختن، از میان برداشتن، برچیده کردن
قطره، رها کردن، بزمین زدن
وازدن، مطرود کردن، رد کردن
معاف کردن، معزول کردن، بیرونکردن
معاف کردن، معزول کردن، بیرونکردن
معاف کردن، معزول کردن، بیرونکردن
معاف کردن، معزول کردن، بیرونکردن
معاف کردن، معزول کردن، بیرونکردن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.