با روبهرو کردن کسی با واقعیت، امیدها یا تصورهای غیرواقعبینانهٔ او را از بین بردن
مثالهای طبیعی
Der erste Arbeitstag raubte ihm schnell seine Illusionen vom Traumjob.
روز اول کار خیلی زود توهماتش دربارهٔ شغل رؤیایی را از بین برد.
Die Krise raubte vielen Bürgern ihre Illusionen über schnelle Reformen.
بحران تصورهای خوشبینانهٔ بسیاری از شهروندان دربارهٔ اصلاحات سریع را از بین برد.
Ich will dir deine Illusionen nicht rauben, aber die Chancen sind gering.
نمیخواهم تو را از خیال بیرون بیاورم، اما شانس کم است.
نکتهٔ کاربردی
ضمیر ملکی معمولاً به همان شخص Dativ برمیگردد: ihm seine Illusionen، ihr ihre Illusionen.
