معنی ۱formal · 90%
برای کسی بسیار ناخوشایند بودن یا با ارزشها، ترجیحات یا قصد او ناسازگار بودن
مثالهای طبیعی
Eine solche Täuschung ist mir zutiefst zuwider.
چنین فریبی عمیقاً با ارزشهای من ناسازگار است.
Große Selbstdarstellung war ihm immer zuwider.
خودنمایی زیاد همیشه برایش بسیار ناخوشایند بود.
Der Vorschlag ist unseren Grundsätzen zuwider.
این پیشنهاد با اصول ما در تضاد است.
نکتهٔ کاربردی
فرد یا مرجع با Dativ میآید: Das ist mir zuwider. عبارت رسمیتر است و میتواند «برخلاف اصول یا خواست» هم معنی دهد.
