کسی را با سرنخ یا القای گمراهکننده به برداشت، ظن یا مسیر بررسی نادرست کشاندن
مثالهای طبیعی
Der Täter wollte die Ermittler mit der falschen Aussage auf die falsche Fährte locken.
متهم میخواست با اظهارات دروغ، مأموران تحقیق را به مسیر اشتباه بیندازد.
Ein einzelnes Detail kann die Öffentlichkeit schnell auf die falsche Fährte locken.
یک جزئیات منفرد میتواند افکار عمومی را سریع به برداشت اشتباه بکشاند.
Die missverständliche E-Mail hatte das Team zunächst auf die falsche Fährte gelockt.
ایمیل مبهم در ابتدا تیم را به برداشت نادرستی رسانده بود.
