شخص یا چیزی را به اشتباه شخص یا چیز دیگری پنداشتن یا تشخیص دادن
مثالهای طبیعی
Ich hielt ihn irrtümlich für den neuen Projektleiter.
من او را به اشتباه مدیر جدید پروژه تصور کردم.
Die erste Fassung wurde irrtümlich für das freigegebene Dokument gehalten.
نسخهٔ اول به اشتباه سند تأییدشده تلقی شد.
Aus der Ferne hielt sie das Gebäude irrtümlich für den Bahnhof.
او از دور ساختمان را به اشتباه ایستگاه قطار تصور کرد.
نکتهٔ کاربردی
الگوی اصلی X für Y halten است. هم X و هم Y در Akkusativ میآیند و irrtümlich اشتباه بودن قضاوت را نشان میدهد.
