معنی ۱informal · 90%
با جذابیت، متقاعدسازی یا زیرکی نفوذ زیادی بر کسی پیدا کردن
مثالهای طبیعی
Die Kleine hat ihren Großvater längst um den Finger gewickelt.
دختر کوچولو مدتهاست پدربزرگش را کاملاً تحت تأثیر خود گرفته است.
Lass dich von seinem Charme nicht um den Finger wickeln.
نگذار جذابیتش تو را بازی بدهد.
Mit wenigen Komplimenten wickelte sie den skeptischen Kollegen um den Finger.
با چند تعریف، همکار بدبین را خیلی زود تحت نفوذ خود گرفت.
نکتهٔ کاربردی
فرد تحت تأثیر با Akkusativ میآید. این اصطلاح معمولاً نفوذ نامتوازن را میرساند، نه صرفاً متقاعدسازی خنثی.
