معنی ۱neutral · 88%
کاری که شخص معمولاً در برابر آن دستمزد میگیرد.
مثالهای طبیعی
Er sucht einen Job in Köln.
او در کلن دنبال شغل میگردد.
Mein Job beginnt um acht Uhr.
کار من ساعت هشت شروع میشود.
Sie hat einen neuen Job.
او شغل جدیدی دارد.
نکتهٔ کاربردی
این اسم مذکر است و با der میآید. جمع آن Jobs است.
ترکیبهای رایج
einen Job suchen — دنبال شغل گشتنeinen Job finden — شغل پیدا کردنeinen neuen Job haben — شغل جدید داشتن
اشتباه رایج
der Job
der Job
اسم را همراه حرف تعریف درست آن یاد بگیرید.
درس کوتاه: Job؛ حرف تعریف و جمع
این اسم مذکر است و با der میآید. جمع آن Jobs است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.حرف تعریف درست برای Job کدام است؟
