معنی ۱neutral · 82%
از نظر ظاهر، انرژی یا رفتار یادآور افراد جوان.
مثالهای طبیعی
Die jugendliche Schauspielerin spielte ihre erste Hauptrolle.
بازیگر نوجوان نخستین نقش اصلیاش را بازی کرد.
Seine jugendliche Energie überraschte das Team.
انرژی جوانانهٔ او گروه را شگفتزده کرد.
Das Design wirkt frisch und jugendlich.
طراحی تازه و جوانانه بهنظر میرسد.
نکتهٔ کاربردی
«Jugendlich» میتواند سن یا جلوهٔ جوانانه را توصیف کند؛ دربارهٔ بزرگسالان لحن آن به بافت بستگی دارد.
درس کوتاه: jugendlich
از نظر ظاهر، انرژی یا رفتار یادآور افراد جوان. «Jugendlich» میتواند سن یا جلوهٔ جوانانه را توصیف کند؛ دربارهٔ بزرگسالان لحن آن به بافت بستگی دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «jugendlich» مطابقت دارد؟
