معنی ۱neutral · 82%
گروهی که آثار را ارزیابی میکنند و دربارهٔ نتیجهٔ رقابت تصمیم میگیرند.
مثالهای طبیعی
Die Jury wählte drei Entwürfe für die Ausstellung aus.
هیئت داوران سه طرح را برای نمایشگاه انتخاب کرد.
Am Ende der Runde beriet sich die Jury.
در پایان مرحله، هیئت داوران مشورت کرد.
Die Jury vergab einen Sonderpreis an ein junges Team.
هیئت داوران جایزهٔ ویژهای به گروهی جوان داد.
نکتهٔ کاربردی
«Jury» مؤنث و جمع آن «Jurys» است؛ هیئت داوران مسابقه با هیئت منصفهٔ دادگاه فرق دارد.
درس کوتاه: Jury
گروهی که آثار را ارزیابی میکنند و دربارهٔ نتیجهٔ رقابت تصمیم میگیرند. «Jury» مؤنث و جمع آن «Jurys» است؛ هیئت داوران مسابقه با هیئت منصفهٔ دادگاه فرق دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Jury» مطابقت دارد؟
