معنی ۱neutral · 82%
مردی که اهل کلن است یا در آن زندگی میکند.
مثالهای طبیعی
Ein Kölner zeigte uns den Weg zum Dom.
مردی اهل کلن راه کلیسا را به ما نشان داد.
Der Kölner kennt die kleinen Cafés am Rhein.
مرد کلنی کافههای کوچک کنار راین را میشناسد.
Als Kölner unterstützt er den örtlichen Fußballverein.
او بهعنوان مردی اهل کلن از باشگاه فوتبال محلی حمایت میکند.
نکتهٔ کاربردی
صفت اسمشده با حرف بزرگ نوشته و صرف میشود؛ شکل مؤنث Kölnerin است.
درس کوتاه: Kölner
مردی که اهل کلن است یا در آن زندگی میکند. صفت اسمشده با حرف بزرگ نوشته و صرف میشود؛ شکل مؤنث Kölnerin است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Kölner» مطابقت دارد؟
