معنی ۱neutral · 90%
اتاقی که در آن غذا آماده و پخته میشود؛ همچنین سبک آشپزی یک منطقه یا کشور.
مثالهای طبیعی
Die Küche ist sehr klein.
آشپزخانه خیلی کوچک است.
Das Frühstück steht schon in der Küche.
صبحانه از قبل در آشپزخانه است.
Die italienische Küche ist beliebt.
آشپزی ایتالیایی محبوب است.
نکتهٔ کاربردی
Küche هم به اتاق آشپزی و هم با صفت کشور به سبک آشپزی اشاره میکند؛ مانند italienische Küche.
ترکیبهای رایج
in der Küche — در آشپزخانهdie Küche aufräumen — آشپزخانه را مرتب کردنitalienische Küche — آشپزی ایتالیایی
درس کوتاه: حرف تعریف و جمع Küche
Küche مؤنث است: die Küche؛ جمع آن Küchen است. برای مکان میگوییم in der Küche.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.شکل درست را انتخاب کنید.
