معنی ۱neutral · 90%
وسیلهٔ بزرگ خانگی که غذا و نوشیدنی را سرد نگه میدارد.
مثالهای طبیعی
Die Milch steht im Kühlschrank.
شیر در یخچال است.
Bitte stell den Käse in den Kühlschrank.
لطفاً پنیر را در یخچال بگذار.
Unser Kühlschrank ist fast leer.
یخچال ما تقریباً خالی است.
نکتهٔ کاربردی
برای مکان ثابت im Kühlschrank و برای حرکت به داخل آن in den Kühlschrank میگوییم.
ترکیبهای رایج
im Kühlschrank — در یخچالden Kühlschrank öffnen — یخچال را باز کردنden Kühlschrank putzen — یخچال را تمیز کردن
درس کوتاه: حرف تعریف و جمع Kühlschrank
Kühlschrank مذکر است و جمع آن Kühlschränke است. مکان ثابت: im Kühlschrank؛ حرکت به داخل: in den Kühlschrank.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.شکل درست را انتخاب کنید.
