منطقهای کنار دریا که محیط، سکونت یا اقتصادش از همجواری با ساحل تأثیر میگیرد.
مثالهای طبیعی
Im Küstengebiet mussten mehrere Dörfer wegen der Sturmflut evakuiert werden.
چند روستا در منطقهٔ ساحلی به دلیل پیشروی آب ناشی از توفان تخلیه شدند.
Die Regierung fördert nachhaltigen Fischfang in den nördlichen Küstengebieten.
دولت از ماهیگیری پایدار در مناطق ساحلی شمالی حمایت میکند.
Viele Zugvögel rasten jedes Frühjahr in diesem geschützten Küstengebiet.
هر بهار پرندگان مهاجر بسیاری در این منطقهٔ ساحلی حفاظتشده توقف میکنند.
نکتهٔ کاربردی
در جغرافیا، برنامهریزی محیطزیستی و هشدارهای هواشناسی رایج است؛ با «Strand» یکی نیست.
