معنی ۱neutral · 88%
با یک حریف یا مشکل مبارزهکردن، با دشواری دستوپنجه نرمکردن یا برای هدفی تلاشکردن
مثالهای طبیعی
Die Mannschaft kämpft gegen einen starken Gegner.
تیم با یک حریف قدرتمند مبارزه میکند.
Sie kämpft für bessere Arbeitsbedingungen.
او برای شرایط کاری بهتر مبارزه میکند.
Er kämpft seit Monaten mit finanziellen Problemen.
او چند ماه است با مشکلات مالی دستوپنجه نرم میکند.
نکتهٔ کاربردی
gegen برای چیزی است که با آن مقابله میکنیم، für برای هدف یا چیزی که از آن حمایت میکنیم و mit برای مشکلی است که با آن درگیر هستیم.

