معنی ۱neutral · 88%
فردی که کالا، ملک یا چیز دیگری را میخرد
مثالهای طبیعی
Der Käufer bezahlt den vereinbarten Preis.
خریدار مبلغ توافقشده را پرداخت میکند.
Für das alte Fahrrad haben wir schnell einen Käufer gefunden.
برای دوچرخهٔ قدیمی خیلی زود یک خریدار پیدا کردیم.
Der Käufer unterschreibt den Vertrag erst nach der Prüfung.
خریدار فقط بعد از بررسی قرارداد را امضا میکند.
نکتهٔ کاربردی
Käufer طرفِ خریدار در معامله است و نقش مقابل آن Verkäufer است.

