حاکمی که در رأس یک امپراتوری قرار دارد.
مثالهای طبیعی
Der Kaiser empfing die Gesandten im Palast.
امپراتور فرستادگان را در کاخ پذیرفت.
Die Kaiserin unterstützte den Bau eines Krankenhauses.
امپراتریس از ساخت بیمارستان حمایت کرد.
Ein Kaiser regierte früher über mehrere Länder.
امپراتوری در گذشته بر چندین سرزمین فرمان میراند.
نکتهٔ کاربردی
Kaiser مذکر است؛ Kaiserin به فرمانروای زن یا همسر امپراتور گفته میشود. این عنوان در بسیاری از بافتهای اروپایی امروزه تاریخی است؛ در زبان آلمانی برای امپراتور کنونی ژاپن نیز بهکار میرود.
درس کوتاه: Kaiser
حاکمی که در رأس یک امپراتوری قرار دارد. Kaiser مذکر است؛ Kaiserin به فرمانروای زن یا همسر امپراتور گفته میشود. این عنوان در بسیاری از بافتهای اروپایی امروزه تاریخی است؛ در زبان آلمانی برای امپراتور کنونی ژاپن نیز بهکار میرود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Kaiser» مطابقت دارد؟
