معنی ۱neutral · 82%
فضایی کوچک و جداشده درون خانه یا ساختمان.
مثالهای طبیعی
Die Vorräte liegen in einer kühlen Kammer.
آذوقه در اتاقکی خنک نگهداری میشود.
Neben der Küche gibt es eine kleine Kammer.
کنار آشپزخانه اتاقک کوچکی وجود دارد.
Er richtete die Kammer als ruhigen Arbeitsplatz ein.
او اتاقک را به فضای کاری آرامی تبدیل کرد.
نکتهٔ کاربردی
«Kammer» مؤنث است؛ ترکیبهایی مانند اتاقخواب کوچک یا انبار دارد و در سیاست میتواند مجلس هم باشد.
درس کوتاه: Kammer
فضایی کوچک و جداشده درون خانه یا ساختمان. «Kammer» مؤنث است؛ ترکیبهایی مانند اتاقخواب کوچک یا انبار دارد و در سیاست میتواند مجلس هم باشد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Kammer» مطابقت دارد؟
