مجموعهای برنامهریزیشده از اقدامها برای ترویج هدف، محصول یا موضوعی.
مثالهای طبیعی
Die Stadt startet eine Kampagne für weniger Plastik.
شهر کارزاری برای کاهش مصرف پلاستیک آغاز میکند.
Die Kampagne erreicht viele Menschen über soziale Medien.
این کارزار از راه شبکههای اجتماعی به افراد زیادی میرسد.
Nach der Kampagne änderte die Firma ihr Verpackungsdesign.
پس از کارزار، شرکت طراحی بستهبندیاش را تغییر داد.
نکتهٔ کاربردی
«Kampagne» مؤنث و جمع آن «Kampagnen» است؛ کارزار انتخاباتی، تبلیغاتی و سلامت رایجاند.
درس کوتاه: Kampagne
مجموعهای برنامهریزیشده از اقدامها برای ترویج هدف، محصول یا موضوعی. «Kampagne» مؤنث و جمع آن «Kampagnen» است؛ کارزار انتخاباتی، تبلیغاتی و سلامت رایجاند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Kampagne» مطابقت دارد؟
