معنی ۱neutral · 88%
نامزد برای یک موقعیت، نقش یا انتخاب
مثالهای طبیعی
Der Kandidat hat viel Erfahrung.
نامزد تجربهٔ زیادی دارد.
Wir sprechen mit drei Kandidaten.
با سه نامزد صحبت میکنیم.
Der Kandidat wartet auf das Ergebnis.
نامزد منتظر نتیجه است.
نکتهٔ کاربردی
Kandidat اسم مذکر ضعیف است: der Kandidat و در حالتهای دیگر den/dem/des Kandidaten؛ به شخصی اشاره میکند که برای موقعیت یا انتخابی مطرح است.

