معنی ۱neutral · 82%
بیشترین مقداری که فضا، دستگاه یا فرد میتواند جا دهد یا مدیریت کند.
مثالهای طبیعی
Der Saal hat eine Kapazität von fünfhundert Plätzen.
تالار ظرفیت پانصد نفر را دارد.
Die Maschine arbeitet derzeit an ihrer Kapazitätsgrenze.
دستگاه اکنون در مرز ظرفیت خود کار میکند.
Das Team hat keine Kapazität für ein weiteres Projekt.
تیم برای پروژهٔ دیگری ظرفیت ندارد.
نکتهٔ کاربردی
«Kapazität» مؤنث و جمع آن «Kapazitäten» است؛ میتواند فضایی، فنی یا کاری باشد.
درس کوتاه: Kapazität
بیشترین مقداری که فضا، دستگاه یا فرد میتواند جا دهد یا مدیریت کند. «Kapazität» مؤنث و جمع آن «Kapazitäten» است؛ میتواند فضایی، فنی یا کاری باشد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Kapazität» مطابقت دارد؟
