مبلغ یا منابع مالی بهکارگرفتهشده در یک سرمایهگذاری یا فعالیت اقتصادی.
مثالهای طبیعی
Der hohe Kapitaleinsatz macht das Projekt für kleine Betriebe riskant.
سرمایهٔ اولیهٔ سنگین، پروژه را برای کسبوکارهای کوچک پرریسک میکند.
Durch die gemeinsame Anschaffung der Maschinen halbierte sich der Kapitaleinsatz je Partner.
با خرید مشترک دستگاهها، سرمایهٔ لازم برای هر شریک نصف شد.
Die Investoren verlangten eine realistische Rendite auf ihren Kapitaleinsatz.
سرمایهگذاران بازدهی واقعبینانهای برای سرمایهٔ بهکارگرفتهشدهٔ خود خواستند.
نکتهٔ کاربردی
به منابع واردشده به کار اشاره دارد، نه درآمد آن؛ در گزارشهای مالی ممکن است طبقهبندی دقیق متفاوت باشد.
