خراب، آسیبدیده یا از کار افتاده
مثالهای طبیعی
Mein Handy ist kaputt.
گوشی من خراب است.
Der kaputte Stuhl steht draußen.
صندلی خراب بیرون است.
Die Waschmaschine ist leider kaputt.
متأسفانه ماشین لباسشویی خراب است.
نکتهٔ کاربردی
kaputt در آلمانی روزمره برای چیزهایی که آسیب دیدهاند یا کار نمیکنند بسیار رایج است. پیش از اسم پسوند معمول صفت میگیرد: ein kaputtes Fahrrad.

