معنی ۱neutral · 90%
کم، اندک یا فقیر از نظر مقدار و امکانات
مثالهای طبیعی
Der Bericht enthält nur karge Angaben zur Finanzierung.
گزارش فقط اطلاعات اندکی دربارهٔ تأمین مالی دارد.
Die Insel ist von einer kargen, felsigen Landschaft geprägt.
جزیره چشماندازی خشک و کمپوشش و سنگی دارد.
Die Familie musste mit kargen Mitteln auskommen.
خانواده مجبور بود با امکانات بسیار محدود سر کند.
نکتهٔ کاربردی
karg اغلب کمبود یا فقر را ارزیابی میکند و هم کاربرد واقعی و هم مجازی دارد.
