فیلم، هنرمند یا جاذبهای که شمار زیادی مخاطب پولی جذب میکند.
مثالهای طبیعی
Die Fortsetzung erwies sich trotz schlechter Kritiken als Kassenmagnet.
دنبالهٔ فیلم با وجود نقدهای منفی به اثری پرفروش در گیشه تبدیل شد.
Mit der Sängerin als Hauptgast hofft das Festival auf einen neuen Kassenmagneten.
جشنواره امیدوار است با حضور آن خواننده بهعنوان مهمان اصلی، مخاطبان زیادی جذب کند.
Die Dinosaurierausstellung wurde zum Kassenmagneten des Naturkundemuseums.
نمایشگاه دایناسورها به پرفروشترین جاذبهٔ موزهٔ تاریخ طبیعی تبدیل شد.
نکتهٔ کاربردی
تعبیری غیررسمی دربارهٔ فروش و استقبال است و لزوماً کیفیت هنری را نشان نمیدهد.
