معنی ۱neutral · 82%
پول را بهعنوان بهای کالا یا خدمات دریافتکردن.
مثالهای طبیعی
Die Kassiererin kassierte den Eintritt an der Tür.
صندوقدار ورودی را کنار در دریافت کرد.
Im Café kassiert der Kellner direkt am Tisch.
در کافه، پیشخدمت پول را سر میز میگیرد.
Der Verein kassiert den Beitrag einmal im Jahr.
انجمن حق عضویت را سالی یکبار دریافت میکند.
نکتهٔ کاربردی
این فعل باقاعده است و معمولاً مبلغ را در آکوزاتیو میگیرد؛ در ورزش میتواند معنای گلخوردن هم داشته باشد.
درس کوتاه: kassieren
پول را بهعنوان بهای کالا یا خدمات دریافتکردن. این فعل باقاعده است و معمولاً مبلغ را در آکوزاتیو میگیرد؛ در ورزش میتواند معنای گلخوردن هم داشته باشد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «kassieren» مطابقت دارد؟
