معنی ۱neutral · 82%
وابسته به کلیسای کاتولیک یا سنت مسیحی آن.
مثالهای طبیعی
Die katholische Gemeinde organisiert ein Sommerfest.
انجمن کاتولیک جشن تابستانی برگزار میکند.
Er besuchte eine katholische Schule in seiner Stadt.
او در شهرش به مدرسهای کاتولیک رفت.
Die Kirche bewahrt katholische Kunst aus mehreren Jahrhunderten.
کلیسا هنر کاتولیک چندین سده را نگهداری میکند.
نکتهٔ کاربردی
«Katholisch» در نقش صفت با حرف کوچک نوشته میشود؛ شکل اسمشده با حرف بزرگ است.
درس کوتاه: katholisch
وابسته به کلیسای کاتولیک یا سنت مسیحی آن. «Katholisch» در نقش صفت با حرف کوچک نوشته میشود؛ شکل اسمشده با حرف بزرگ است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «katholisch» مطابقت دارد؟
