Katzenbaby
C2اسمبچهگربه

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
Katzenbaby یعنی بچهگربه. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بچهگربه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پینه دوزی کردن، چسبیدن، الصاق کردن
بچهگربه، شنگولی، بهجت
بچهگربه
بچهگربه
بچهگربه
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.