Kaution
C1اسمگرو گذاشتن، گرو، تعهد کردن
JadoLearn Dictionary
Kaution یعنی گرو گذاشتن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
گرو گذاشتن، گرو، تعهد کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اعتبار، اطمینان، اعتماد
ممارست، تقاضا نامه، کاربرد
گرو، گرو گذاشتن، تعهد کردن
بارخانه، انبار بزرگ، انبار
سوهان کاری، ضبات، سیخ زنی
گرو گذاشتن، گرو، تعهد کردن
گرو گذاشتن، گرو، تعهد کردن
مهره شطرنج، مرد، رجل
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
مهره شطرنج، مرد، رجل
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.