معنی ۱informal · 90%
هیچ تلاشی نکردن و حتی کوچکترین زحمتی به خود ندادن
مثالهای طبیعی
Während alle aufräumten, machte er keinen Finger krumm.
وقتی همه مشغول جمعوجور کردن بودند، او انگشت هم تکان نداد.
Für das gemeinsame Projekt hat sie keinen Finger krumm gemacht.
او برای پروژهٔ مشترک هیچ کاری نکرد.
Er versprach Hilfe, machte aber keinen Finger krumm.
قول کمک داد، اما هیچ کاری نکرد.
نکتهٔ کاربردی
این اصطلاح کاملاً محاورهای و معمولاً انتقادی است. برای بیان کسی که کمک به او انجام نمیشود، اغلب für + Akkusativ میآید.
