معنی ۱neutral · 82%
شیرینی خشک کوچکی که اغلب بهعنوان میانوعده خورده میشود.
مثالهای طبیعی
Zum Tee nahm sie einen Keks.
او کنار چایش یک بیسکویت برداشت.
Die Kekse sind noch warm aus dem Ofen.
بیسکویتها هنوز از فر گرماند.
Er packte Kekse für die lange Zugfahrt ein.
او برای سفر طولانی با قطار بیسکویت برداشت.
نکتهٔ کاربردی
«Keks» مذکر و جمع آن «Kekse» است؛ در منطقههای مختلف واژههای دیگری هم رایجاند.
درس کوتاه: Keks
شیرینی خشک کوچکی که اغلب بهعنوان میانوعده خورده میشود. «Keks» مذکر و جمع آن «Kekse» است؛ در منطقههای مختلف واژههای دیگری هم رایجاند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Keks» مطابقت دارد؟
