شناخت عمیق یک حوزه همراه با تجربه و توان داوری دربارهٔ کیفیت.
مثالهای طبیعی
Mit großer Kennerschaft wählte die Kuratorin seltene Fotografien für die Ausstellung aus.
کیوریتور با خبرگی فراوان عکسهای کمیابی را برای نمایشگاه برگزید.
Seine Kennerschaft zeigte sich daran, dass er die Fälschung sofort erkannte.
خبرگیاش زمانی آشکار شد که جعل را فوراً تشخیص داد.
Die Kommission vertraute auf ihre Kennerschaft in Fragen historischer Architektur.
کمیسیون در مسائل معماری تاریخی به خبرگی او اعتماد داشت.
نکتهٔ کاربردی
واژهای رسمیتر برای شناخت کارشناسانه است؛ با «Könnerschaft» که بر مهارت اجرایی تأکید دارد فرق میکند.
