kg
C2اسمهزار گرم، کیلوگرم، کیلو

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
kg یعنی هزار گرم. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
هزار گرم، کیلوگرم، کیلو
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
هزار گرم، کیلوگرم، کیلو
هزار گرم، کیلوگرم، کیلو
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.