معنی ۱neutral · 89%
کیلو؛ کیلوگرم.
مثالهای طبیعی
Ich hätte gern ein Kilo Äpfel.
یک کیلو سیب میخواهم.
Was kostet ein Kilo Tomaten?
یک کیلو گوجهفرنگی چقدر است؟
Diese Tasche wiegt fast drei Kilo.
این کیف تقریباً سه کیلو وزن دارد.
نکتهٔ کاربردی
پس از عدد معمولاً drei Kilo میگویند؛ Kilos بیشتر در کاربردهای دیگر میآید.
ترکیبهای رایج
— ترکیبی رایج در معنای «کیلو»
