معنی ۱neutral · 88%
دورهای از زندگی که فرد کودک است
مثالهای طبیعی
Ich denke oft an meine Kindheit.
اغلب به کودکیام فکر میکنم.
Sie verbrachte ihre Kindheit auf dem Land.
او کودکیاش را در روستا گذراند.
Das Buch erzählt von seiner Kindheit.
کتاب دربارهٔ کودکی اوست.
نکتهٔ کاربردی
Kindheit در این معنی معمولاً غیرقابلشمارش است.

