معنی ۱neutral · 82%
بخش پایینی صورت زیر دهان و لب پایین.
مثالهای طبیعی
Beim Nachdenken stützte er das Kinn auf die Hand.
او هنگام فکرکردن چانهاش را روی دست گذاشت.
Der Schal reichte ihr bis zum Kinn.
شالش تا چانهاش میرسید.
Der Boxer hob das Kinn und lächelte.
بوکسور چانهاش را بالا گرفت و لبخند زد.
نکتهٔ کاربردی
«Kinn» مذکر و جمع آن «Kinne» است؛ ترکیب «دست به چانه بردن» رایج است.
درس کوتاه: Kinn
بخش پایینی صورت زیر دهان و لب پایین. «Kinn» مذکر و جمع آن «Kinne» است؛ ترکیب «دست به چانه بردن» رایج است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Kinn» مطابقت دارد؟
