معنی ۱neutral · 88%
وسیلهای نرم و پُرشده برای تکیه دادن سر یا بدن
مثالهای طبیعی
Das Kissen liegt auf dem Bett.
بالش روی تخت است.
Auf dem Sofa liegen zwei Kissen.
دو کوسن روی مبل است.
Ich brauche ein weicheres Kissen.
به بالش نرمتری نیاز دارم.
نکتهٔ کاربردی
جمع بدون تغییر Kissen است.

