معنی ۱formal · 82%
درخواستی رسمی از دادگاه برای رسیدگی به اختلاف حقوقی.
مثالهای طبیعی
Die Mieterin reichte Klage gegen die Kündigung ein.
مستأجر علیه فسخ قرارداد دادخواست داد.
Das Gericht wies die Klage nach der Anhörung ab.
دادگاه پس از جلسهٔ رسیدگی دعوی را رد کرد.
Für die Klage sammelte der Anwalt alle Belege.
وکیل همهٔ مدارک را برای دعوی گردآوری کرد.
نکتهٔ کاربردی
«Klage» مؤنث و جمع آن «Klagen» است؛ در نظامهای مختلف شیوهٔ طرح دعوی فرق میکند.
درس کوتاه: Klage
درخواستی رسمی از دادگاه برای رسیدگی به اختلاف حقوقی. «Klage» مؤنث و جمع آن «Klagen» است؛ در نظامهای مختلف شیوهٔ طرح دعوی فرق میکند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Klage» مطابقت دارد؟
